خانه مقالاتکسب و کار شناسایی ریسک‌های مالی در کسب و کار

شناسایی ریسک‌های مالی در کسب و کار

توسط سردبیر بلاگ
0 نظر 92 بازدید

در این مقاله درباره انواع ریسک‌های مالی در کسب و کار برای شما خواهم گفت. برای مقابل با ریسک‌ها اولین قدم شناسایی آن‌هاست.

هر کسب و کار در واقع یک بنگاه تجاری‌است و وظیفه آن سود‌دهی، تولید ثروت و کسب در‌آمد می‌باشد. اگر مشکلی وجود داشته باشد که جنبه مالی کسب و کار شما را تهدید کند در‌واقع کل سازمان شما در معرض تهدید قرار گرفته است. درست مثل رابطه پول و خوشبختی! خوشبخت‌بودن بدون پول بسیار بعید به‌نظر می‌رسد اما با پول هم الزاما خوشبخت نخواهید بود.

ریسک های‌مالی کسب و کار بسیار گسترده‌اند و با مسائل و رویداد‌های مختلفی مرتبط هستند. این مسائل شامل قوانین منطقه‌ای که در آن فعالیت می‌کنید، تغییرات اقلیمی و جغرافیایی، تغییر سلیقه مخاطبین و مسائلی از این دست هستند. برای درک و شناخت ریسک‌های مالی شما باید همواره فضای داخلی و خارجی کسب و کار خود را تحلیل کنید و در جریان آخرین تغییرات و رویداد‌ها باشید. هر تغییری می‌تواند یک تهدید باشد که اگر آنرا به موقع و درست بشناسید می‌توانید آن‌را رفع کرده و یا تبدیل به یک فرصت کنید.

پیش از اینکه به‌سراغ معرفی انواع ریسک‌های مالی بروم قصد دارم پیشنهادی به شما به‌عنوان بنیان‌گذار چند کسب و کار بدهم. نام این پیشنهاد “داشبورد سیگنال‌گیر” است. اگر شما کسب و کاری دارید که 50 هزار دلار برای ایجاد آن هزینه کرده‌اید و امروز مطمئن شده‌اید که می‌توانید رشد کنید، پیشنهاد می‌کنم 10 هزار دلار برای طراحی یک داشبورد سیگنال‌گیر هزینه کنید. این داشبورد در واقع نرم‌افزاری است که به شما در کسب شناخت از فضای داخلی و خارجی سازمان‌تان کمک می‌کند. بر اساس نوع کسب و کار شما این داشبورد می‌تواند بسیار متفاوت باشد و من در اینجا نمی‌توانم آموزش کاملی برای ایجاد یک داشبورد سیگنال‌گیر ارائه دهم اما با ارائه یک مثال سعی می‌کنم کارکرد این ابزار را برای‌ شما روشن کنم.

ما فرض می‌کنیم که شما یک استارتاپ در زمینه خرید، فروش و اجاره املاک و مستغلات راه‌اندازی نموده‌اید. داشبورد سیگنال‌گیر شما نرم‌افزاری تحت‌وب است که موارد مهم و تاثیر‌گذار روی سازمان و کار شما را به شما اطلاع می‌دهد. در این داشبورد سود سپرده‌های بانکی وجود دارد و هر‌خبری که در آن از کلمات قیمت ملک، خرید مسکن، معاملات ملک و مسائل مرتبط با شما استفاده شده را برای شما گرد‌آوری می‌کند. سود‌دهی بورس و اوراق بهادار را به شما نمایش می‌دهد و نموداری از وضعیت رشد و عملکرد کسب و کار شما را نمایش می‌دهد. این داشبورد می‌تواند شامل گزارش کارکنان‌ یا انتقاد و پیشنهاد مشتریان باشد.

در داشبورد شما ممکن است قیمت ارز‌های مختلف یا قیمت مصالح ساختمانی نمایش داده شود. در کل هر‌آنچه که به کسب و کار شما مربوط است و می‌تواند روی فعالیت شما تاثیرگذار باشد در این داشبورد نمایش داده می‌شود. در واقع این داشبورد به شما کمک می‌کند تا سیگنال‌های بازار را دریافت کرده و برای سواری گرفتن از آن‌ها برنامه‌ریزی کنید. آماده کردن داشبورد سیگنال‌گیر یک فعالیت موقت نیست و مادامی که کسب و کار شما توسعه پیدا می‌کند، باید داشبورد شما نیز توسعه یابد تا نیاز‌های شما را رفع کند.

فکر می‌کنم الان درک درستی از داشبورد سیگنال‌گیر داشته باشید. اگر در فکر ایجاد یک نمونه از آن هستید می‌توانید از کارشناسانی که در زمینه تحلیل و بررسی بازار فعالیت می‌کنند کمک بگیرید. به کمک آن‌ها داشبورد خود را طراحی کرده و آن‌ را به یک تیم فنی بسپارید تا پیاده‌سازی کنند.

 

سیگنال‌گیر

 

ریسک‌های مالی از ریسک‌های کسب و کار کاملا متفاوت هستند. ریسک‌های مالی آن دسته از ریسک‌هایی هستند که مربوط به تامین مالی سازمان، پرداخت بدهی‌ها و مواردی از این دست هستند. این ریسک‌ها ربطی به سختی‌های ایجاد یک سازمان سود‌ده ندارند. برنامه تبلیغاتی شما یک ریسک مالی محسوب نمی‌شود و بخشی از توسعه کسب و کار شماست تا بتوانید به سود‌دهی برسید؛ اما بودجه لازم برای انجام برنامه تبلیغاتی یک ریسک مالی محسوب می‌شود که باید به آن رسیدگی کنید. ریسک‌های مالی ارتباط مستقیمی با توانایی سازمان شما در تامین پول دارند.

ریسک‌ها در سطوح مختلف متفاوت هستند. برای مثال سازمانی که روزانه 100 هزار خرید اینترنتی دارد مقدار کارمزدی که برای انجام هر‌تراکنش پرداخت می‌کند بخشی از ریسک مالی او محسوب می‌شود. حال سازمانی که ماهیانه 10 تراکنش دارد اهمیت چندانی به کارمزد پرداختی نمی‌دهد چرا‌که مبلغ آن بسیار ناچیز است. همین‌طور سازمانی که صد‌میلیون‌دلار ارزش دارد همواره به مالیات و بیمه به‌عنوان یک ریسک مالی نگاه می‌کند و این ریسک می‌تواند تهدید‌آمیز یا فرصت‌ساز باشد. حال آن‌که یک تیم استارتاپی کوچک شاید نیازی نداشته باشد که به مالیات و بیمه به‌عنوان یک ریسک مالی نگاه کند.

 

نرخ بهره

فیشر نرخ بهره را این‌گونه تعریف می‌کند: “نرخ بهره درصد پاداش پرداختی بر روی پول، برحسب پول در تاریخ معین که معمولاً یکسال بعد از تاریخ معین است، می‌باشد”.

در واقع این نرخی است که توسط یک مقام یا سازمان که رهبری مالی یک جامعه را برعهده دارد تعیین می‌شود و مشخص کننده مازاد پرداختی افراد برای وام‌ها و تسهیلات دریافتی ایشان است. هر تغییری در نرخ بهره به‌سرعت و با قدرت روی بازار تمام کسب و کار‌های فعال در آن منطقه تاثیر‌گذار است. به‌طور کلی تاثیرات نرخ بهره را می‌توان در چهار بخش تعریف کرد.

 

نرخ بهره بالا که باعث کاهش سرانه در‌آمد مصرف کنندگان و مردم می‌شود.

نرخ بهره بالا که باعث می‌شود شرایط دریافت وام و تسهیلات برای کسب و کارها سخت شود.

نرخ بهره پایین که باعث می‌شود مردم به مصرف بیشتر گرایش پیدا کنند و از پس‌انداز پول خودداری کنند.

نرخ بهره پایین که باعث می‌شود کسب و کارها به توسعه روابط تجاری تشویق شوند.

 

شما می‌توانید در این مورد بیشتر مطالعه کنید و من برای این‌کار منابعی را به شما معرفی می‌کنم.

تاثیرات نرخ بهره بر روی کسب‌و‌کارتاثیرات نرخ بهره بر روی کسب‌و‌کار تاثیرات نرخ بهره بر روی بازار

 

نقدینگی

نوع نقدینگی تاثیر بسیاری در چگونگی تاثیر‌گذاری آن بر بازار دارد. گاهی افزایش نقدینگی ممکن است کنترل نشده باشد و گاهی این افزایش ممکن است با برنامه قبلی رخ دهد. وجود پول در اقتصاد باعث افزایش سرعت و حجم معاملات می‌شود. نقدینگی در واقع شامل پول و شبه پول موجود در بازار می‌باشد. بصورت خلاصه بدانید که پول شامل تمام دارایی‌هایی است که بصورت آنی امکان انجام معامله با آن فراهم است. مواردی مثل اسکناس، سکه‌ی طلا، دسته چک، موجودی بانکی و ….؛ اما شبه پول آن دسته از دارایی‌هایی هستند که سرعت انجام معاملات با آنها به اندازه پول نیست، اما در‌واقع دارایی نقد محسوب می‌شوند. موازدی مثل سپرده‌های مدت‌دار بانکی و اوراق بهادار در دسته شبه پول قرار می‌گیرند.

نقدینگی در واقع شامل تمام دارایی‌هایی است که مردم می‌توانند برای انجام معامله و پرداخت از آن استفاده کنند. در نظر بگیرید که همواره حجم کالا و خدمات موجود محدود هستند و امکان افزایش انفجاری آنها وجود ندارد. حال اگر نقدینگی جامعه از حجم کالا و خدمات آن بیشتر باشد، یعنی قیمت کالا و خدمات افزایش پیدا می‌کند تا بتواند نقدینگی را پوشش دهد. البته افزایش قیمت تا حد مشخصی می‌تواند رخ دهد و پس از آن احتمالا فضا برای تولید‌کنندگان و فعالین دیگر باز می‌شود تا با عرضه کالا و خدمات خود بازار را تامین کنند.

البته در صورت کنترل نشدن نقدینگی ثبات بازار از بین رفته و تمایل تولید‌کنندگان به مشارکت در تامین بازار را کاهش می‌دهد؛ چرا‌که در چنین بازاری فروش بالا الزاما سود‌آور نیست. نقدینگی بالا باعث افزایش سرعت در معاملات می‌شود و می‌تواند باعث افزایش تعداد استخدامی‌ها شود به شرطی که کنترل شده باشد. در غیر اینصورت نقدینگی می‌تواند بسیار مخرب باشد. با نقدینگی بالا این فقط مصرف‌کنندگان نیستند که در مصرف دچار رقابت می‌شوند، بلکه تولید‌کنندگان و فعالین حوزه کسب و کار نیز برای تامین مواد اولیه و نیروی انسانی دچار رقابت خواهند شد که می‌تواند بسیار مضر باشد.

در چنین وضعیتی از یک طرف تقاضای زیاد باعث افزایش قیمت‌ها شده و از طرف دیگر نبرد تولید‌کنندگان برای تامین نیاز‌ها باعث افزایش هزینه تمام‌شده محصولات و خدمات می‌شود.

وضعیت نقدینگی یک کشور را می‌توان از اطلاعاتی که بانک مرکزی و سازمان آمار منتشر می‌کنند پیگیری کرد. از طرف دیگر تاثیر نقدینگی به‌صورت آنی نمود پیدا نمی‌کند و تا بروز تاثیرات زمانی نه‌چندان کوتاه نیاز است. این یعنی اگر شما بتوانید در جریان وضعیت نقدینگی باشید می‌توانید از تهدید‌های آینده فرصت‌های خوبی بسازید.

به‌طور کلی نقدینگی بر روی موارد زیر تاثیر‌گذار است:

  • پایداری قیمت‌ها
  • نرخ بهره
  • سپرده‌گذاری
  • سرعت و حجم معاملات
  • حجم تقاضا
  • قدرت عرضه

 

شما می‌توانید مقالات بسیاری را در مورد تاثیرات نقدینگی بر بازار و اقتصاد پیدا کنید که به زبان فارسی و انگلیسی گرد‌آوری شده‌اند و همه آنها با استاندارد ISI نوشته شده‌اند.

مقالات ISI درباره تاثیرات نقدینگی

برای مطالعه بیشتر در مورد تاثیرات نقدینگی می‌توانید از منابع زیر استفاده کنید

اثر نقدینگی بر اقتصادمزایا و منافع استفاده از سیاست پولی انقباضی و انبساطیمسائل تئوری درباره اثرات نقدینگی

 

حداقل و حداکثر دستمزد

اگر منابعی را برای تعریف اقتصاد و بهترین اقتصاد دنبال کرده باشید متوجه می‌شوید که بخش اعظمی از اقتصاد‌دانان مطرح جهان بر این باورند که اقتصاد آزاد بهترین نوع اقتصاد است. اقتصاد آزاد به‌این معناست که دو طرف معامله با میل شخصی و به‌صورت کاملا توافقی اقدام به انجام یک معامله می‌کنند و سازمان مرجع نیز از حق مالکیت طرفین معامله به نحو احسنت حمایت می‌کند.

تعیین حداقل یا حداکثر برای دستمزد‌ها مفهوم بازار آزاد را مخدوش می‌کند. یعنی دیگر این دو‌طرف معامله نیستند که قیمت معامله را تعیین می‌کنند؛ بلکه آنها باید در یک چهارچوب مشخص اقدام به توافق کنند که این چهارچوب بسیاری از گزینه‌های توافق را از پیش حذف نموده است.

حداقل دستمزد یعنی شما نمی‌توانید هزینه تولید و نیروی انسانی خود را به حداقل برسانید و این هزینه‌ها کف مشخصی دارند که ممکن است مزیت اقتصادی در کسب و کار شما را نابود کنند. حداکثر دستمزد یعنی شما نمی‌توانید به افراد سازمان‌تان بر اساس شایستگی و مفید‌بودن حقوق بدهید و در نهایت همه اعضا به‌لحاظ مزایای مالی دریافتی در یک سطح خواهند بود.

حداقل دستمزد می‌تواند در نرخ بیکاری و حجم تولید بسیار تاثیر‌گذار باشد. برای مثال در کشور‌هایی که قانون حداقل دستمزد دارند، کمتر فروشگاهی وجود دارد که افرادی را برای بسته‌بندی خرید‌های مردم استخدام کند. چرا که با وجود حداقل دستمزد و کاری که آن فرد انجام می‌دهد پرداخت حداقل دستمزد توجیه اقتصادی نخواهد داشت. این درحالی است که بسیاری از نوجوانان به چنین کار‌هایی مشغول می‌شوند تا هم تجربه‌ای کسب کرده و هم در‌آمدی داشته باشند. این در‌آمد هر‌چند کم است اما کفاف نیاز‌های آن‌ها را می‌دهد. وجود حداقل دستمزد بدان معناست که هزینه نیروی انسانی شما بابت حجم مشخصی تولید همواره ثابت است و این می‌تواند سود‌آوری شما را در حجم تولید بالا بدون تغییر نگهدارد. در این وضعیت انگیزه چندانی برای افزایش تولید و استخدام نیروی انسانی بیشتر وجود ندارد.

 

حداقل و حداکثر دستمزد

 

یارانه های حمایتی

این یک دخالت دولتی‌ست که همواره باعث تخریب فضای اقتصادی می‌شود. دوباره بازار آزاد را تعریف نمی‌کنم، چرا که بصورت خلاصه در موضوع قبلی به آن پرداختیم. یارانه به‌معنای مازاد پرداختی یا پرداخت تضمینی بابت یک محصول یا خدمات خاص است. این هیچ سنخیتی با مفهوم بازار آزاد ندارد. در وضعیت اقتصاد یارانه‌ای، توافق معنایی ندارد و محصول شما حتما با قیمت مشخصی توسط دستگاه دولتی یا غیر‌دولتی خاصی خریداری می‌شود. یارانه‌ها عموما عامل تخریب بازار هستند؛ چرا که ریسک‌های حقیقی بازار را برای فعالین یک بخش خاص صفر می‌کنند.

وجود یارانه در هر بخش اقتصادی منجر به مازاد تولید خواهد شد. برای مثال گندم را در نظر بگیرید. تا پیش از اقتصاد یارانه‌ای، کشاورز باید ریسک کاشت، کشت و فروش را می‌پذیرفت که عمده ریسک هم مربوط به مرحله فروش بود. همچنین قیمت گندم در بازار را حجم عرضه و ظرفیت تقاضا مشخص می‌کرد. اگر عرضه مازاد وجود داشت قیمت‌ها افت می‌کرد و اگر تقاضا زیاد بود قیمت‌ها افزایش داشت. اما در وضعیت یارانه‌ای تعیین قیمت معنایی ندارد. محصول کشاورز را به قیمت تعیین‌شده می‌خرید یا او محصولش را به سازمان مربوطه که خرید تضمینی گندم را انجام می‌دهد خواهد فروخت.

این کشاورز هر‌سال حجم تولیدات خود را افزایش می‌دهد و همواره تقاضای طبیعی بازار برای خرید گندم به حاشیه رانده می‌شود. در این وضعیت مازاد تولید هیچ اهمیتی برای کشاورز ندارد؛ چرا که او با افزایش تولید پول بیشتری کسب می‌کند و مازاد تولید هم باعث کاهش قیمت‌ها نمی‌شود. یارانه‌ها عموما برای ایجاد ثبات در تولید یک محصول یا ارائه یک خدمات خاص تنظیم می‌شوند اما الزاما اینکار را به‌خوبی انجام نمی‌دهند. ثبات در تولید به‌معنای تولید منظم، به اندازه و کارآمد است درحالی که مازاد تولید همه این موارد را به‌هم می‌زند و این یکی از نتایج حمایت یارانه‌ای است.

از طرف دیگر در بسیاری مواقع یارانه‌ها برای ایجاد ثبات در قیمت محصولات و ایجاد مقرون به‌صرفگی اقتصادی تصویب می‌شوند. این موضوع نیز الزاما موفقیت‌آمیز نخواهد بود. برای مثال زمانی که آمریکا برای تولید اتانول اقدام به پرداخت یارانه نمود، حجم تولید اتانول بسیار افزایش یافت و از طرف دیگر موادی که برای تولید اتانول استفاده می‌شدند دچار افزایش قیمت شدند. مواد اولیه اتانول هنوز از وضعیت بازار آزاد پیروی می‌کردند، یعنی با افزایش تقاضا قیمت آنها افزایش می‌یافت و افزایش تولید اتانول به معنای افزایش تقاضا برای این محصولات بود.

شما باید بدانید که یارانه‌های پرداختی در چه مواردی هستند و ارتباط این بخش از اقتصاد که آن‌را اقتصاد یارانه‌ای می‌نامیم با کسب و کار شما چیست. آیا این یارانه‌ها تبدیل به یک عامل ثبات مصنوعی در کسب و کار شما می‌شوند یا ثبات را در کسب و کار شما از بین خواهند برد. باید بدانید که تاثیرات این اقدام در چه بازه زمانی و به چه صورتی ممکن است نمود پیدا کند.

 

اعتبارات

ریسک اعتبارات در نگاه اول مربوط به سازمان‌هایی مثل بانک‌ها است. برای اینکه کمی بیشتر در این مورد بدانید پیشنهاد می‌کنم سری به این لینک در اینوستوپدیا بزنید که در آن ریسک اعتباری به‌صورت خلاصه توضیح داده شده است. در واقع ریسک اعتباری به احتمال عدم بازپرداخت مبلغ وام داده شده گفته می‌شود. در واقع سود وام، تعدیل کننده همین ریسک است و بر اساس ریسک اعتباری موجود در مورد شخص وام گیرنده یا شرایط جامعه تصویب می‌شود. ریسک اعتبار در کسب و کار‌هایی غیر از بانک نیز وجود دارد.

ریسک اعتبار در کسب و کار در واقع هر پولی است که شما اهرم می‌کنید یا آن‌را بطوری مشابه وام قرض می‌دهید. برای مثال شرکت در یک نمایشگاه یک ریسک اعتباری برای شما به همراه دارد. فرض می‌کنیم شرکت در یک نمایشگاه 50‌هزار‌دلار خرج داشته باشد و شما 10‌هزار‌دلار از این مبلغ را به صورت نقد پرداخت کرده و بابت 20‌هزار‌دلار آن وام بگیرید و 20هزار‌دلار باقی مانده را نیز یک چک شش ماهه بدهید. حال اگر کل بازخورد دریافتی از این نمایشگاه 100 نفر باشد و ارزش هر مخاطب را 50‌دلار در نظر بگیریم چقدر از اعتبار پرداختی به شما برگشته است؟ فقط 5‌هزار‌دلار.

این یک ریسک اعتباری در کسب و کار شماست. ممکن است شما حقوق چند ماه از کارکنان خود را به‌صورت پیش پرداخت بدهید یا ممکن است برای کارمندانی که یک ماه است در شرکت شما مشغولند بیش از 30‌هزار‌دلار ادوات و ماشین آلات خریداری کنید تا کارشان را انجام دهند. اگر این افراد کارشان را ادامه ندهند، اعتبارات هزینه شده تا حدود زیادی نابود شده‌اند و هزینه بازگردانی آنها بسیار بالا خواهد بود.

طی برخی صحبت‌ها که دنبال کردم، ریسک اعتبار را در کسب و کار‌ها می‌توان در نوع دیگری نیز مورد بررسی قرار داد. ما در عصری زندگی می‌کنیم که کسب و کار‌های دیجیتال یا آنلاین بخش اعظمی از اقتصاد را تشکیل می‌دهند؛ به‌صورتی که بزرگترین شرکت‌های خصوصی دنیا در این زمینه فعالیت می‌کنند. تقریبا تمام این کسب و کار‌ها برای انتقال پول به سرویس‌های جایجایی آنلاین نیاز دارند که جایجایی پول را در قالب جایجایی اعتبار و تسویه در مقصد انجام می‌دهند.

استفاده از این سرویس‌دهنده‌ها یکی از ریسک‌های مطرح در فرایند تجاری اینگونه کسب و کار‌هاست. شما همواره با خطر نفوذ، کلاه‌برداری، ورشکستگی پیوسته و قطع روابط اقتصادی بین‌المللی مواجه هستید که اعتبارات دیجیتال شما را تهدید می‌کند. رفع این خطرات منوط به استفاده از اهرم‌های مشخصی چون بیمه و شناخت سرویس‌دهندگان است که کاملا بر عهده مدیران کسب و کار می‌باشد.

 

وضعیت بازارهای سرمایه

بازار سرمایه بازاری برای خرید و فروش اوراق مالکیت و اوراق بدهی است. بازار سرمایه بین تأمین‌‌کنندگان سرمایه مثل سرمایه‌گذاران حقیقی (خرد) و سرمایه‌گذاران حقوقی (نهادی) و متقاضیان سرمایه مثل شرکت‌ها، دولت یا اشخاص، کانالی ارتباطی ایجاد می‌کند. بازار سرمایه برای عملکرد اقتصاد حیاتی است؛ چرا که سرمایه جزئی ضروری برای تولید خروجی در اقتصاد است. بازار سرمایه شامل بازار اولیه، بازار ثانویه و بازار اوراق مشارکت می‌شود. منبع: مدیر مالی

وضعیت بازار سرمایه مستقیما بر وضعیت تجارت در یک کشور یا منطقه تاثیر‌گذار است. به‌عبارتی بازار سرمایه در حکم یک دماسنج برای بازار اقتصادی یک کشور عمل می‌کند. شدت و وضعیت تجارت و سلامت اقتصاد یک کشور را تا حدود زیادی می‌توان با بررسی بازار سرمایه آن کشور درک نمود. کنش ها و واکنش‌های مختلفی هستند که در پیشبرد بازار و اقتصاد یک منطقه یا کشور تاثیر‌گذار هستند و بررسی تک‌تک آن‌ها با درک تاثیرات مرکب آن‌ها غیر‌ممکن (غیرممکن به معنای دقیق کلمه) است.

یکی از بهترین روش‌ها برای اینکه بتوانید برآیند کلیه کنش‌ها در بازار اقتصادی کشور را مورد بررسی قرار دهید بازار سرمایه است. بازار سرمایه عموما بسیار سریع به تغییرات و تصمیمات واکنش نشان می‌دهد و عموما کوچکترین تغییرات نیز در این بازار موثر هستند. شما با بررسی بازار سرمایه می‌توانید مسائلی چون ثبات، رشد، اطمینان، حوزه‌های برتر، مزیت‌ها و مسائلی از این دست را در حوزه یک اقتصاد خاص مورد بررسی قرار دهید.

برخی بازار‌های سرمایه به‌صورت فرا‌مرزی فعالیت می‌کنند و صرفا نمایشگر وضعیت یک محدوده جغرافیایی مشخص نیستند. بلکه تعاملات بین‌المللی بصورت مستقیم روی آنها تاثیر‌گذار است. برای اینکه بازار سرمایه و تاثیرات آن بر اقتصاد را بشناسید نیاز نیست یک معامله‌گر بازار سرمایه باشید، بلکه صرفا باید از تاثیر تغییرات این بازار بر اقتصاد مطلع باشید.

برای داشتن چنین درکی من چند منبع اولیه را به شما معرفی می‌کنم و انتظار دارم که شما بیشتر جستجو کرده و به موارد و مفاهیم مورد نیازتان دست یابید.

تأثیر بازارهای سرمایه بر تجارتتاثیر بازار سهام بر اقتصاد ایالات متحدهتاثیر سهام بورس بر تولید ناخالص ملی

 

برای مطالعه بیشتر به بخش مقالات مراجعه کنید.

0

مطالب مشابه پیشنهادی

نظرتان چیست؟

با ارسال نظر به ما این اجازه را می‌دهید تا ایمیل شما را ذخیره کنیم تا بعد از این، ارسال نظرات‌تان نیازی به تایید سردبیر نداشته باشد.